۰

جلوه هاى رفتارى حضرت زهرا سلام الله علیها 

فاطمه زهرا(س) مىخواهد كه زنان امتش، چون فرشته، پاك و آزاده باشند، نه بسان بردگان در اسارت نفس و شیطان! و مىخواهد كه زنان جهان، قدر گوهر وجودى خود را بشناسند و آن را با تمام قوا پاس دارند؛ همان ارزشى كه به فرموده امام صادق(ع) از طلا و نقره بالاتر است.
کد خبر: ۳۱۶۰۷۸
۱۵:۰۵ - ۲۰ آبان ۱۴۰۴

محقق : دکتر صادق یادگاری

شیعه نیوز | جلوه‏ هاى رفتارى حضرت زهرا سلام الله علیها 
اینک به برخی از ویژگی های زندگی حضرت فاطمه علیها سلام اشاره می کنیم.

ایثار در مهمانى
روایت زیر كه بنا بر قولى شأن نزول آیه «و یؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة»(1)مى‏باشد، جلوه‏اى از ایثار حضرت زهرا(س) در زمینه پذیرایى و گرامیداشت مهمان است:
مردى خدمت نبى اكرم(ص) رسید و اظهار گرسنگى نمود. پیامبر او را به خانه همسران خود راهنمایى كرد تا از او پذیرایى كند. آنها گفتند: در خانه، جز آب چیز دیگرى نداریم. رسول خدا(ص) رو به اصحاب خود كرد و فرمود: چه كسى این مهمان را به خانه خود مى‏پذیرد؟ على(ع) فرمود: من او را به خانه مى‏برم. هر دو به اتفاق روانه منزل آن حضرت شدند. امیرالمؤمنین آمدن میهمان را به همسرش، فاطمه زهرا(س) اطلاع داد و از وضع غذاى خانه جویا شد. حضرت فاطمه(س) جواب داد: قدرى خوراك به اندازه بچه‏ها موجود است، ولى مهمان را بر خود مقدم مى‏داریم. حضرت على(ع) فرمود: شما بچه‏ها را خواب كن. من نیز چراغ خانه را خاموش مى‏كنم.
گویا على(ع) مى‏خواهد مهمان به واسطه تاریكى شب، متوجه كمى غذا نشود و با خیال راحت غذا بخورد. امیرالمؤمنان(ع) بر سر سفره نشست اما از آن غذا نخورد و مهمان نیز بر اثر تاریكى متوجه غذا نخوردن آن حضرت نشد. به هر صورت، آن شب سپرى شد و مهمان از خوراك خانه على(ع) بهره‏مند شد لیكن اهل خانه با گرسنگى شب را صبح كردند. آن هنگام آیه مزبور نازل شد.(2 )

ایثار فقط براى خدا
نذر یعنى واجب كردن چیزى بر نفس خود در برابر تحقق خواسته، هدف یا آرزویى كه انسان دارد. در واقع، چنین شخصى چیزى را از خدا مى‏خواهد و در برابر، فدیه‏اى از قبیل قربانى، اهداى پول، انجام حج، ساختن بنا، گرفتن روزه و غیره مى‏پردازد.
نذر، ریشه قرآنى دارد. خداوند در سوره آل‏عمران از همسر عمران نام برده كه نذر كرد خداوند به او فرزندى عطا كند تا او را از قید كار و مسؤولیت خانه آزاد كرده و به خدمتگزارى معبد بگمارد.(3 )
بر این اساس، پیامبر اكرم(ص) هنگام بیمارى امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به عیادت آنها آمده و به امیرالمؤمنین على(ع) پیشنهاد كردند كه براى شفاى فرزندانشان نذر كنند روزه بگیرند. از این‏رو، حضرت على(ع) و فاطمه زهرا(س) و فضه نذر كردند كه هر یك سه روز روزه بگیرند و بدین وسیله شكر نعمت سلامتى آن دو امام همام آورند. طولى نكشید كه حال آنها خوب شد. در این هنگام، در خانه امیر مؤمنان على(ع) چیزى براى خوردن یافت نمى‏شد. به همین خاطر، آن حضرت مقدارى جو قرض گرفت. حضرت فاطمه(س) پس از آسیاب كردن جو، یك سوم آن را براى پختن آماده كرد. نان پخته شد. تعداد آنها از پنج عدد تجاوز نمى‏كرد. هر سه، روز اول را روزه گرفتند. على(ع) پس از پایان نماز به امامت رسول خدا(ص) به خانه برگشت. اینك سفره غذا در حالى كه طعام اول و آخرش نان و نمك است، آماده پذیرایى از بهترین خلق خداست. آنها آماده افطار مى‏شوند، اما هنوز شروع به افطار نكرده‏اند كه صداى كوبه در بلند مى‏شود. طنین صدا خود با اهل خانه سخن مى‏گوید. آرى، صدا صداى فقیرى است كه تقاضاى غذا دارد. امیرالمؤمنین على(ع) صداى را كه شنید، خطاب به دختر رسول خدا(ص) چنین فرمود:

فاطمه ‏جان! اى بزرگوار اهل یقین.
اى دختر بهترین خلق روى زمین!
آیا به بیچاره‏اى كه دست نیاز به در خانه‏ات آورده، نظر دارى؟
به خدا شكوه مى‏كند و حاجت مى‏طلبد.
با گرسنگى و غم به سوى ما آمده است.
تمام امور در دست خداست و همه خوبیها از او نشأت مى‏گیرد.
بهشت دلپذیر به شما وعده مى‏دهد؛ همان بهشتى كه بر بخیل حرام است.
حضرت زهرا(س) در جواب فرمود:
به آن گرسنه خوراك مى‏دهم و به سیر شدن او امیدوارم.
براستى كه حق براى نیكان است.
به شفاعت خود آنها را به بهشت خواهم برد.
آن شب، همگى سهم خود را به فقیر دادند و با آب افطار كردند. روز دوم را روزه گرفتند. در آن روز، فاطمه زهرا(س) بخش دیگرى از جو را آسیا و سپس خمیر كرد. نان پخته شد و روز به سر آمد. وقت افطار رسید. در این میان، كودكى در زد، گفت: سلام خدا بر شما اهل بیت محمد(ص)! من یتیم و گرسنه‏ام. پدرم از مهاجرین بود و در جنگ شهید شد. از آنچه خدا به شما روزى داده به من دهید، تا خدا نیز در بهشت به شما عوض دهد.
حضرت على(ع) فرمود:
فاطمه دختر بزرگوارى چون پیامبر(ص) است كه تنگ نظر نیست.
در حالى كه خدا غذاى یتیم را به ما داده 
و هر كس بخشش كند براى او خواهد ماند و آب و غذاى بهشتى به او داده مى‏شود.
حضرت زهرا(س) در پاسخ به دعوت همسرش این گونه سرود:
«حتما او را بر فرزندانم مقدم مى‏دارم و او را سیر مى‏كنم.»
«زیرا آنها كه گرسنه‏اند بچه‏هاى منند.»
این بار هم مثل شب قبل، تمام اهل خانه خوراك خود را به یتیم دادند. روز سوم نیز باقیمانده جو را خمیر كرده و پختند و هنگام افطار، اسیرى آمد و از آنها تقاضاى غذا كرد.
امیر مؤمنان فرمود: فاطمه دختر پیامبرى است كه سرور تمام انبیاست.
فاطمه‏جان! بر این اسیر گرفتار، منت بگذار؛ هر كس امروز كار خیرى انجام دهد و بذر آن را بپاشد، روز جزا محصول آن را درو خواهد كرد.
حضرت صدیقه طاهره فرمود: كف دستهایم تا آرنج تاول زده است.
به خدا قسم بچه‏ هایم گرسنه‏اند و پدر آنها در كارهاى خیر پیشگام است.
آنگاه همگى غذاى خود را به اسیر دادند.
فرداى روز سوم، امیرالمؤمنین على(ع) با دو فرزندش بر پیامبر وارد شد. بچه‏ها از شدت ضعف و گرسنگى چون جوجه مى‏لرزیدند. پیامبر(ص) چون آنها را دید پرسید:
«دخترم فاطمه كجاست؟»
حضرت على(ع) پاسخ داد: در محراب عبادت است. پیامبر(ص) برخاست و به خانه فاطمه(س) آمد و او را در حالى دید كه آثار گرسنگى در چهره‏اش نمایان و چشمهایش به گودى فرو رفته بود. رسول خدا(ص) بى‏تاب شده، فرمود: خدایا، بچه‏هاى پیامبرت از گرسنگى مى‏میرند؟
جبرئیل فرود آمد و آیه نذر را قرائت نمود:
... و یطمعون الطعام على حبّه مسكینا و یتیما و اسیرا، انّما نطعمكم لوجه اللّه‏ لا نرید منكم جزاءً و لا شكورا. انّا نخاف من ربّنا یوما عبوسا قمطریرا ...(4 )
و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می کنند. (
[و می گویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام می کنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسی را از شما نداریم. (
ما از پروردگارمان در روزی که روز عبوس و بسیار هولناکی است می ترسیم. (

ولایت، كوثر پاكى و نور
ولایت به منزله دژ استوارى است كه ساكنان خود را از هر گونه نفوذ دشمن ایمن مى‏سازد و به مثابه واكسینه‏اى است كه جان فرد و جامعه را در برابر ویروس فساد حفظ مى‏كند و چون چشمه‏سار زلالى است كه هر كس خود را در آن شستشو دهد، غبار گناه از آینه دل او پاك مى‏شود. چنین كسى مى‏تواند شیطان را از وجود خود براند و او را در انجام نقشه‏هایى كه مى‏كشد ناكام گرداند.
زهرا مادر امت است؛ او كه تجلى نور خداست، چگونه ممكن است فرزندانش در ظلمت باشند؟! او پاكدامن است، آیا مى‏شود دامن فرزندانش آلوده باشد؟! او تزكیه شده است، آیا شایسته است كه رهروانش در جهت اهداف شیاطین و استكبار قدم بردارند؟! او یكپارچه عصمت است، چگونه مى‏توان تصور كرد كه پیروانش پرده عصمت را دریده باشند و لگام نفس را رها كنند؟! مگر نه این است كه او به حداقل زندگى اكتفا كرد؟ آیا این دردها براى آن حضرت قابل تحمل است؟ اگر او به درگاه خدا ناله كند و به پروردگار خویش شكوه برد، خدایش چگونه تازیانه بلا بر پیكر جامعه ما خواهد نواخت؟!
حضرت فاطمه(س) مربى زنان و مردان است، او سازندگى و تربیت نسل را از خانواده آغاز كرد، چرا كه هسته مركزى اجتماع از خانواده تشكیل مى‏شود و چنانچه خانواده در معرض نور الهى قرار گیرد و از ظلمتهاى نفس، رهایى یابد، اجتماع رحمانى تحقق مى‏پذیرد. زن ركن اصلى و محور كانون خانواده است. از این‏رو، حضرت صدیقه كبرا در مقام ایفاى نقش هدایتى خود از زنان آغاز مى‏كند.

پیام عفاف و آزادگى
فاطمه زهرا(س) مى‏خواهد كه زنان امتش، چون فرشته، پاك و آزاده باشند، نه بسان بردگان در اسارت نفس و شیطان! و مى‏خواهد كه زنان جهان، قدر گوهر وجودى خود را بشناسند و آن را با تمام قوا پاس دارند؛ همان ارزشى كه به فرموده امام صادق(ع) از طلا و نقره بالاتر است.(5) حضرت زهرا(س) از زنان امت خود مى‏خواهد كه چون مروارید پوشیده در حجاب صدف، بر تارك اجتماع و سینه تاریخ نورافشانى كنند، نه اینكه مانند زنان غرب، ارزش و جمال آنها دستاویز هر سودجوى خودكامه گشته و در ویترین مغازه‏ها به نمایش گذاشته شود. فرهنگ غربى در عرصه سخاوتمندانه خود ارزش وجودى زن را به هر نااهل و فاسدى ارزانى مى‏كند اما اسلام شأن زن را در پاسدارى از جمال و زیبایى خود مى‏داند و عرضه آن را فقط بر اهل خود، حلال و مباح مى‏شناسد.
زكوة الجمال، العفاف(6)
زكات زیبایى، عفت و پاكدامنى است.
چنانچه زن از زیبایى خود پاسدارى نكند و خود را در معرض دید هر نامحرمى قرار دهد، نه خود روى سعادت را مى‏بیند و نه مرد طعم آرامش را مى‏چشد و نه اجتماع، امنیت را احساس مى‏كند. اسلام زن را همچون گلى مى‏داند كه باید از آفتها حفظ شود تا مایه طراوت و نشاط خانواده و منشأ حیات جامعه باشد نه اینكه در معرض نگاههاى مسموم و مقاصد پلید، پژمرده و پرپر شود.

والاترین ارزش براى زن
حضرت على(ع) فرمود:
«در خدمت رسول خدا(ص) نشسته بودیم. آن حضرت فرمود: بهترین چیز براى زنان چیست؟ هیچ كس نتوانست پاسخ درست ارائه كند. من به سوى فاطمه آمدم موضوع را با او در میان گذاشتم. فاطمه زهرا(س) جواب داد: من مى‏دانم. سپس فرمود:
«خیر للنّساءِ ان لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال»
«بهترین چیز براى زن این است كه بیگانگان او را نبینند و او نیز آنان را نبیند.»
به نزد پیامبر بازگشتم و جواب گفتم. پیامبر فرمود: چه كسى جواب را به تو یاد داد.
عرض كردم: جواب از فاطمه است. رسول خدا(ص) با تعجب فرمود:
«فاطمةُ بضعة منى»(7)
«فاطمه پاره تن من است»
در رابطه با عفاف، وقار، شخصیت وجودى و مسؤولیتهاى زن در روایت دیگرى آمده است كه پیامبر(ص) پرسید: «زنان چه زمانى به خدا نزدیكترند؟» اصحاب نتوانستند جواب دهند. حضرت فاطمه(س) جواب داد: «وقتى كه در خانه باشند» این جواب دختر پیامبر مى‏تواند تفسیر معقولى از آیه «وَ قَرْنَ فى بیوتكنَّ و لا تبّرجن تبّرج الجاهلیة الاولى»(8)باشد.
ناگفته نماند كه طرف خطاب خداوند در آیه مزبور همسران پیامبرند، لیكن در مورد هر یك از زنان مسلمان نیز مى‏تواند صادق باشد. در آیه قبل، زنان پیامبر از سخن گفتن هوس‏انگیز و مهیج، نهى شده‏اند تا از طمع و آزار بیگانگان ایمن باشند. در این آیه مى‏فرماید: در خانه ‏هایتان بمانید و همچون زنان جاهلیت در میان جمعیت ظاهر نشوید و اندام و زیبایى و زینت خود را در معرض تماشاى دیگران قرار ندهید. «قَرْنَ» به معناى سنگین و وزین بودن زن است.(9)
در آیه 59 همین سوره (احزاب) فلسفه پوشش زنان را با تعبیر «ذلك ادنى ان یُعرفن فلا یُؤذیْنَ» بیان كرده است: یعنى پوشش، نزدیكترین راه است كه زنان به ستر و عفاف شناخته شوند و نااهلان و فاسدان در مقام تعقیب آنان برنیایند و به آنها اذیت و بى‏احترامى نكنند و نگاه هوس‏آلود و پرتمنا به آنان نداشته باشند.(10)خوشبختى زنان را در چیزى جستجو مى‏كند كه حافظ شخصیت و شرافت آنان باشد. بالاترین مقام زن را در ایفاى مسؤولیتهاى خانه و انجام وظایفى كه منطبق با ساختار وجودى اوست مى‏داند.
باید توجه داشت كه این دیدگاه به معناى خانه‏نشین كردن زن نیست. او نمى‏گوید زنان به كنج خانه پناه برند كه آفتاب، سایه آنها را نبیند، زیرا او خود این گونه نبود و از زنان نیز چنین انتظارى ندارد و رفتار او براى مردم حجت است. آن حضرت در متن اجتماع حضور فعال داشت، اما به قدرى مراقب رفتار و حافظ شخصیت خود بود كه حتى بوى او را نامحرم استشمام نكرد.
حضور زنان در صحنه‏هاى فرهنگى، سیاسى، دفاعى ... نه تنها منع نشده، بلكه در مواردى كه ضرورت ایجاب كند، واجب شده است. به عنوان مثال، چنانچه جامعه اسلامى به پزشك، معلم، پرستار، ... نیاز داشته باشد بر زنان واجب كفایى است كه به فراگیرى چنین تخصصهایى رو آورند. سخنرانیهاى حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه و همراهى ایشان در هجرت و حضورش در دفاع از مقام امامت و ولایت و ایستادگى در برابر مهاجرین در حادثه درب خانه، و حضور دختران بزرگوارش در صحنه كربلا و سخنرانیهاى آنان در كوفه و شام دلیل روشنى بر این مدعاست.

شفاعت، روح امیدوارى
شَفْع به معناى زوج و جفت است. شفاعت به منزله آن است كه شفیع با وسیله ناقصى كه شفاعت‏خواه دارد، ضمیمه شده و بر اثر آن شفاعت‏خواه مى‏تواند ضعف و نقص خود را در نیل به هدف جبران نموده و به مقصود خود برسد.
شفاعت یكى از افتخارات مذهب شیعه است كه روح امیدوارى را در انسان زنده مى‏كند. انسان با چشمداشت به رحمت و مغفرت الهى آینده‏اى روشن براى خود ترسیم مى‏كند. این بینش در گفتار و كردار آینده او تأثیر گذاشته و به آن جهت مى‏بخشد.
اساس شفاعت، معرفت و محبت شفیع است. خداى تبارك و تعالى بر اساس محبت به بندگان، رسولان خود را مأمور كرد تا مشعل نور و پرچمدار هدایت باشند و آنان نیز بدون هیچ گونه انتظارى رسالت خود را به پایان رساندند.
«قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فى القربى»(11)
بگو از شما هیچ اجر و پاداشى نمى‏خواهم، جز دوستى خویشانم.
به نظر تمام مفسرین شیعه و بیشتر مفسرین اهل سنت منظور از «قربى» حضرت فاطمه(س)، حضرت على(ع) و فرزندان آنها است.(12)در روایتى از رسول اكرم(ص) چنین آمده است:
«من مات على حب آل‏محمد(ص) مات شهیدا»
كسى كه با دوستى آل‏محمد(ص) از دنیا برود، شهید و آمرزیده است.
چنین شخصى توبه‏اش پذیرفته و ایمانش كامل است و فرشتگان به او مژده بهشت و ترفیع درجه مى‏دهند. او را همچون عروس كه به خانه داماد مى‏رود به بهشت وارد مى‏كنند. دو در از بهشت در قبر به رویش باز مى‏شود و قبر او زیارتگاه ملائك مى‏گردد؛ اما آنكه دشمن آل‏محمد(ص) باشد، در روز قیامت در حالى وارد مى‏شود، كه در پیشانى‏اش نوشته شده: «مأیوس از رحمت خدا» و به هیچ وجه بوى بهشت را استشمام نمى‏كند.
خداوند منصب شفاعت را به انبیا، اوصیا و ملائك كه از مقربترین مخلوقات هستند، اعطا كرده است. پس شفیع كسى است كه در پیشگاه ربوبى بالاترین درجه را داراست و بزرگترین فدیه را نثار كرده و والاترین شخصیت را كسب كرده است. فاطمه كه روح و جان پیامبر امت(ص) بوده و مادر و همسر شهید است و خود نیز شهیده است و وسیله هدایت بندگان و دریاى خیر و كمال و بركت است، شفاعت خود را این گونه متجلى می ‏كند:
چون پیامبر خدا(ص) حضرت فاطمه(س) را به عقد امیرالمؤمنین على(ع) در آورد و مهر او را درهمى كه از فروش زره حضرت على(ع) به دست آمده بود قرار داد، فاطمه زهرا(س) به پدر عرض كرد مى‏خواهم مهرم را ببخشم و در مقابل آن از خداوند بخشش امت شما را درخواست كنم. جبرئیل نازل شد و با خود پارچه‏اى از حریر آورد كه در آن نوشته شده بود: «خداوند مهر فاطمه(س) را شفاعت گنهكاران قرار داد.» حضرت زهرا(س) هنگام احتضار وصیت كرد آن پارچه را روى سینه‏اش در زیر كفن بگذارند و فرمود: روز قیامت آن را به دست مى‏گیرم و از امت پدرم شفاعت مى‏كنم.(13)
آرى آن حضرت از لذتها و امكانات دنیا چشم پوشید و در ازاى آن، رهایى امت خود را از خدا طلب كرد. در واپسین لحظات عمر شریفش در اندیشه سرنوشت مردم بود و براى آنان از خدا آمرزش خواست.
ناگفته نماند كه بنده نباید از شفاعت سوء استفاده كند و آن را وسیله لجام گسیختگى و نفس پرستى قرار دهد و تنها به این دلخوش باشد كه از شفاعت بهره‏مند است. بلكه كسى كه امید شفاعت دارد، مسؤولیتش سنگین‏تر است و چون خود را به محبوب نسبت مى‏دهد باید خود را به صفات و كمالات آنان زینت دهد و از گناهان اجتناب نماید و تا مى‏تواند خود را از نقص به كمال و از ضعف به قوّت برساند، زیرا همچنان كه اعمال انسان در رستاخیز تجسم پیدا مى‏كند، دوستیها و دشمنیها نیز تمثیل یافته و صورت عینى پیدا مى‏كند و آن كس كه در دنیا براى خود رهبر و پیشوا انتخاب كرده به دنبال او حركت نموده، در قیامت به وسیله همان رهبر به مقصد نور یا نار رهنمون مى‏شود. وقتى امامى سبب هدایت پیروان خود مى‏شود، این رابطه در رستاخیز عینیت پیدا مى‏كند، چنان كه رابطه با رهبرى كه باعث گمراهى پیروان خود شده نیز در آن عالم تجسم مى‏یابد.
قرآن می ‏فرماید:
«یوم ندعوا كلّ اناسٍ بامامهم»(14)
روزى كه هر مأمومى را با پیشوایش فرا خوانیم.
پس مى‏توان گفت شفاعت، ثمره اطاعت و پیروى از رهبر است و هر اندازه كه رهبر در هدایت پیروان خود به سوى كمال قویتر باشد، به همان اندازه شعاع شفاعتش گسترده‏تر است. بنابراین اگر رسول اكرم(ص) بزرگترین شفیع است، به دلیل شعاع جهانى هدایت اوست. اگر امام حسین(ع) شفیع است به پاس ایثار و از خود گذشتگى در راه دین است و اگر حضرت فاطمه(س) پیروان خود را به بهشت مى‏برد، به خاطر نقش جاودانه ارشادى او و فرزندانش است.
جابر مى‏گوید به امام باقر(ع) عرض كردم یك حدیث شاد در باره جده‏ات فاطمه زهرا(س) براى من بگویید تا وقتى آن را براى شیعیان مى‏خوانم خوشحال شوند. آن حضرت از قول پدرانش نقل كرد كه پیامبر(ص) فرمود: خداوند روز قیامت منبرهایى از نور قرار مى‏دهد. منبر من از همه بالاتر است. خدا به من مى‏فرماید: اى محمد! سخنرانى كن. من سخنرانى مى‏كنم. پس از آن على و حسنین سخنرانى مى‏كنند. پس منادى صدا مى‏زند كجاست فاطمه دختر پیامبر؟ كجاست خدیجه دختر خویلد؟ كجاست مریم دختر عمران؟ كجاست آسیه دختر مزاحم؟ كجاست ام‏كلثوم مادر یحیى،
آنها برمی خیزند، خداوند مى‏فرماید: امروز، بزرگى از آن كیست؟ جواب داده مى‏شود براى خداى واحد قهار. خداوند مى‏فرماید: «من بزرگى را به محمد و على و فاطمه و حسن و حسین دادم. اى مردم! سرها را به زیر اندازید و چشمها را ببندید، این فاطمه است كه به سوى بهشت مى‏رود. چون فاطمه به در بهشت مى‏رسد، مى‏ایستد. سؤال مى‏شود، چرا ایستادى؟ فاطمه جواب مى‏دهد مى‏خواهم مقام خود را بشناسم. خداوند می ‏فرماید: برگرد و دست هر كس كه در قلبش محبت تو و فرزندانت باشد بگیر و داخل بهشت كن.» اى جابر! در آن روز فاطمه شیعیان و دوستان خود را چون مرغى كه دانه‏هاى سالم را از ناسالم جدا مى‏سازد انتخاب مى‏كند.(15)
بدیهى است كسى كه دوستدار حضرت فاطمه(س) و فرزندان او باشد سعى مى‏كند كه روش آنها را الگو و سرمشق زندگى خود قرار دهد و به آنان اقتدا كند، زیرا به یك معنا «بهشت را به بها مى‏دهند نه به بهانه» و حضرت زهرا(س) نیز از چنین افرادى شفاعت مى‏كند.
در پایان به قسمتى از زیارتنامه آن حضرت اشاره مى‏كنیم كه ولایت او مایه تطهیر نفوس و پاكى دل و اصلاح عمل است.
«فَانِّا نَسْئلكَ اِنْ صدّقناك الاّ الحقتِنا بِتصدیقنا لهما لِنُبَشِّرَ انفسنا بانّا قد طهرنا بولایتك»(16)
«اى فاطمه»، ما از شما مى‏خواهیم كه چون تصدیق كننده شما هستیم خدا ما را به واسطه این اعتقاد و محبت به پیامبر و جانشینش على ملحق گرداند تا به ما مژده رسد كه به واسطه دوستى شما نفوس ما از گناه پاك گشته و از هر نقصى رهایى یابیم.»
به امید آنكه تشنگان ولایتش از شراب محبتش سیراب و به جمال فرزند عزیزش حضرت مهدى(عج) دلشاد گردند.
............................................
پاورقى
1 ـ حشر، آیه 8. 
2 ـ تفسیر نمونه، ج23، ص519؛ مجمع‏البیان، ج9، تفسیر سوره حشر، ریاحین‏الشریعه، ج1، ص157؛ فاطمه بهجة قلب المصطفى، ص35.
3 ـ آل‏عمران، آیه 36.
4 ـ سوره دهر؛ تفسیر كشف‏الاسرار، ج10، ص320؛ مجمع‏البیان، ج10، ص404؛ فاطمه من المهد الى اللحد، ص243؛ فاطمه بهجة قلب المصطفى، ص255 ـ 256.
5 ـ امام صادق(ع): «لیس للمرأة خطرً، لا لصالحتهن و لا لصالحتهنَ، اما صالحتهن فلیس خطرها الذهب و الفضّة، هى خیر من الذهب و الفضه، و اما صالحتهن فلیس التراب خطرها، التراب خیرً منها»، بحارالانوار، ج100، ص236.
6 ـ غررالحكم.
7 ـ كشف‏الغمه، ج2، ص92؛ احقاق الحق، ج10، ص257؛ بحارالانوار، ج43، ص92؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص141.
8 ـ سوره احزاب، آیه 33.
9 ـ تفسیر نمونه، ج17، ص290.
10 ـ اطیب‏البیان، ج11، ص481؛ مجمع‏البیان، ج20، ص177؛ مخزن‏العرفان، ج8، ص254؛ التفسیر الكبیر، ج13، ص230.
11 ـ سوره شورا، آیه 23.
12 ـ اطیب‏البیان، ج11، ص481؛ مجمع‏البیان، ج10، ص28؛ الدّر المنشور، ج7، ص346؛ تبیان، ج9، ص158.
13 ـ احقاق الحق، ج10، ص367؛ فاطمه بهجة قلب المصطفى، ص344.
14 ـ سوره اسراء، آیه 71.
15 ـ بحارالانوار، ج43، ص64؛ فاطمه بهجة قلب المصطفى، ص615.
16 ـ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى، ص571.

 

 انتهای پیام | https://www.shia-news.com/ 

 

منبع: SHIA NEWS
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد